به نام خدا<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

مدتها بود كه مي خواستم در مورد خلاقيت بنويسم  اما ايميل يكي از دوستان باعث شد  كه بگونه اي ديگر آنرا عنوان كنم

متن زير پاسخ به ايميل ايشان است . از صاحب نظران عزيز هم تقاضا مي شود با گذاشتن كامنت و بيان نظرات ، در پاسخ به اين دوست عزيز كمك كنند.(متن ايميل ايشان در انتها خواهد آمد).

 

   آيا خلاقيت آموختني است؟؟؟؟

 

خلاقيت   يك فعاليت ذهني است كه ميتوان در تعريف آن گفت: پاسخي متحصر به فرد براي حل مسئله.

 

به نظر من شخصاً ماهيت غير اكتسابي دارد و ذاتي است  ولي قوّه خلاقيت بسيار تحريك بر انگيز است

 

 يعني محرك هايي در محيط بيروني ذهن وجود دارند كه باعث  مي شوند خلاقيت بروز عينی داشته باشد 

 

در معماري هم بدليل ماهيت  خاصش  تمرينهاي فراواني مي توانند باعث تحريك اين قوّه خلاقانه شوند

 

به نظر من شخصاً دروس تركيب 1و2و3 ( مقدمات طراحي معماري)  بهترين و اصلي ترين  فرصت برای

 

 تحريك قوه خلاقه و همچنين پايه ريز تمام دوران  تحصيل معماري و پس از آن مي باشند؛

 

انجا با خط و سطح حجم سر و كار داري و هيچكدام از اصول  و ظوابط حاكم بر طراحي بنا را نمي بيني  و

 

                                                Image hosting by TinyPic                      

 

آزادانه با احساسات و درك زيبايي شناسانه ات پيش مي روي.

 

در پروژه هاي طراحي معماري پاي ضوابط، استانداردها، بايد ها و نبايد هاي بسياري در ميان است

بحث هاي اقتصادي  و ...

كم كم مي بيني بايد از فضاي آرماني ذهنت فاصله بگيري و به واقعيات ملموس پيوند بخوري ،

 

و براي تو خلاقيت در يك  كلمه به نام ايده خلاصه و اصلاً يكي شده است.

 

 ايده ها هم مي توانند انواع گوناگون داشته  باشند،

 

ايده ها ي متصل به زمينه ؛ كه با توجه به شرايط و ويژگيهاي خاص سايت طراحي ؛ شكل گرفته اند

 

مثلاً پروژه ي  Architecture Foundation  يا بنياد معماري در لندن كه زاها حديد برنده ي آن شد و

 

 هيات داوران  اعلام كرده بود كه حديد توانسته بهترين پاسخ را به  يك زمين  مثلث شكل بدهد.

 

  ايده هاي استعاره اي يا معنايي ،كه اين نوع ايده ها از طريق ارتباط يك عامل فيزيكي به يك عامل حسي  يا

 

معنايي شكل مي گيرند  مثلاً معماري، از شعر يك شاعر الهام مي گيرد يا از ارزشهاي فرهنگي زادگاهش و ...

 

هريك از ايده ها هم ميتوانند به  صورت هاي گوناگون فرمي يافضايي در يك طراحي   ظاهر شوند .

 

در نقاشي خلق و توليد اثر هم گامند ولي درمعماري فاصله ي بسيار زيادي بين خلق تا توليد اثر وجود دارد كه

 

 اين فاصله را عوامل بسيار زيادي نظير مسائل اجرايي ؛ هزينه ها و حتي روابط طراح   پر مي كنند.

 

                                         Image hosting by TinyPic

 

براي تشخيص اثر خلاقانه از غير خلاقانه  نيارمند مطالعه هستيم شناخت سبكها ،ديدن آثار متنوع از معماران

 

 داخلي و خارجي ، توجه به تكنيكهاي طراحي همه و همه در بالا بردن قوه تشخيص ما بسيار موثرند بينش

 

حاصله به شما قدرت فراواني در شناخت  فضای حرفه اي معمارانه مي دهد ولي اين بينش صرف نمي تواند

 

 به خودي خود ابزار كافي  را براي يك طراحي خلاقانه بدهد ،دقبقاَ مثل زماني كه شما  قطعه ي موسيقي

 

 

 را مي شنويد و هر گاه  نوازنده خارج مي نوازد تشخيص مي دهيد اما آيا اگر ساز بدست گيريد مي توانيد آن آهنگ را بنوازيد؟

 

معماري هم دقيقاَ مثل ساختن يك آهنگ مي ماند با اين تفاوت كه معمار  نسبت به يك آهنگساز با عوامل بسيار

 

 بيشتري روبرو ست ( براي ارايه اثر خود)

 

در کل  بايد گفت هيچ انساني وجود ندارد كه از گونه اي از خلاقيت بهره نبرده باشد ولي تحريك اين قوه خلاقه

توسط تمرين هاي خاصي امكان پذير است ( و بعدش مي توانيد به اين نكته ي ارزشمند دست يابيد كه ايا اساساْ

صحيح انتخاب رشته كرده ايد يا نه)

 

 مثلاْ آتليه هايي تحت عنوان آتليه هاي فضانگاري در بعضي از مدارس معماري فرانسه وجود دارند كه

 

به بالا بردن قدرت تجسم دانشجويان كمك مي كنند .

 

در انتها فکرمی کنم

 

 خلاقيت اموختني نبوده و نيست  و اگر بعضي ها به اشتباه اصطلاح اموزش را بر روي آن مي گذارند شايد

 

 خودشان خلاقاني از نوع اموزش ديده  باشند!!

 

 

متن ايميل:

 

با سلام وخسته نباشيد خدمت شما و ارزوي سلامتي براي جنابعالي ؛ حقيقتش من دانشجوي معماري اصفهان هستم(البته خودم  بچه ي تهرانم)

نمي دونم از كجا شروع كنم ولي مي خوام بگم كه عاشق معماري هستم  ومي خوام برم برسم به اونجايي كه

ارضا بشم و مي خوام كه ياد بگيرم ولي افسوس كه توي دانشگاه چيزي جز خط خطي كردن ياد نگرفتيم ،

 حقيقتش من تو زمينه ي خلاقيت معماري خيلي ضعيفم و ميخوام خودم رو تقويت كنم  و اصولاٌ  وقتي مي خوام  طرح بدم نمي تونم و براي پيشرفت در معماري مسير مطالعه رو برگزيدم نميدونم كار درستي يا نه

 ازتون كمك مي خوام  لطفاً بگين چي كار كنم.

پيشاپيش ارزوي موفقيت براتون دارم ؛ خدانگهدار.

 

 

 

 

 

 

/ 9 نظر / 36 بازدید
jAlAl

شاید اصطلاح هم همینطور باشد

ایمان بستامی

به نظر من اگر ترکیب احجام با یکدیگر رو خوب یاد بگیریم بیشتر مشکلات در ارائه خلاقیت بر طرف خواهد شد. موفق باشید.

محمد

سلام خسته نباشی اگه نظرت اینه که خلاقیت اموختنی نیست یه سری به مقاله های دکتر کامران افشار نادری بزن

محمد

Salam. Az lotfe shoma sepasgozaram. dar morede in matlab nazare man ine ke hame chiz bastegi be estedad dare va dar darajeye dovom poshtkar va alaghe ast ke mitoone khalaghiat ijad kone. Albate in mozoo be khodie khod yek bahse ghabele mooshekafi va karshenasie ke age doost dashtin dar moredesh ba ham bishtar sohbat konim. Agar mayel hastid ba peyvand dadan be hamdige tedade bazdidkonandeharo bishtar konim hatman khabaram konid. mamnoon

rasool

سلام خانم امینیان خیلی ممنون ازاینکه ایمیل منو به نمایش گذاشتید ومن هم جواب شیوا و گیرا وجالبتون رو خوندم وخوشحال شدم . ولی بدونید که من به این راحتی ها ولتون نمیکنم و مرتب باهاتون مکاتبه می کنم. پیشاپیش متشکرم. خدانگهدار

Ali

وبلاگ جالبی داريد سال نو بشما مبارک باشه

ليلا

ليداجان وبلاگ تو را بعد از اين همه مدت موفق شدم بخوانم البته نظر خاصي ندارم به اميد موفقيت روز افزون براي تو و براي همه كساني كه با خواندن اين وبلاگ هر روز بر اطلاعات خود از جهان پيرامون خود مي افزايند

رضا

من هم فکر می کنم خلاقيت تا حد زيادی ذاتی هست و فقط می شه تقويتش کرد .

احسان

سلام.خانوم امينيان بابت پيشرفت سريع وبلاکتون در اين مدت کوتاه تبريک عرض ميکنم.در مورد موضوع بحث شما به نظر من نميشه گفت خلاقيت کاملا ذاتی هست يا اکتسابی.ميتونه ترکيبی از هر دو باشه البته شروع اون بيشتر اکتسابی و در ادامه تا حدود زيادی جای خودش رو به قسمت دوم (ذاتی)ميده و همونطور که شما اشاره کرديد ميشه تا حد زيادی تقويتش کرد