آزمون دکترا ....

                        505uyy1.jpg

اخیراْ سوالات آزمون دکترای دانشگاه تهران را  بطور اتفاقی دیدم و نه تنها متعجب که بشدت  متاثر شدم  سیستم طرح سوالات برای انتخاب پژوهشگر معماری یک روند کاملاْ تکراری و قابل پیش بینی دارد و بعضی سوالات در چند سال متوالی با پس و پیش کردن کلمات عیناْ تکرار می شوند ،اما آنچه  در برخورد اول انسان را واقعاْ شوکه میکند جهان بینی طراحان سوال این آزمون کلیدی ست!

تاکید بر مفاهیم اسلامی و سعی در برقراری ارتباط خاص بین  مفاهیم اسلامی و معماری در یک نگاه مشهود است  و جای دارد یک سوال جدی از این طراحان مبتکر پرسید!

بزودی نقدی طنزگونه در این رابطه خواهم نوشت.

  

/ 14 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بی طرف

اما چگونه یک داور می تواند بی طرف باشد ؟ جواب این سئوال بسیار ساده است .اگر کسی در نقش پادو برای شما باشد می توانید از امتیاز 100 به اون 200 بدهید ولی چون چنین چیزی اصولا امکان پذیر نیست امتیاز 93 می تواند بسیار مفید باشد.چون هم دهن پر کن است و هم شما را به اهداف والایتان می رساند اما فردی مانند آقای ایزد پناه امتیاز 10 هم نمی آورد... اگر کسی به جناب آقای رئیسی اهانت کند قطعا امتیاز 72 برای عقب نماندن از قافله رقابت مناسب خواهد بود چراکه اصولا رئیسی اصول پدری و پسری را زیر پا گذاشته و پروراندن نوچه از اصول رقابت و موفقیت در بازی وبلاگی است ...

بی طرف

دو وبلاگ (میان گستره) و (کارگاه معماری ایزد پناه) از دید آقای یوسفی: بنده با هر روشی اصول ده گانه امتیاز دهی به این دو وبلاگ را آزمودم . هر کاری کردم نتوانستم در یابم چگونه باید امتیازات را تقسیم بندی نمایم که در نهایت عدد 10 برای کارگاه معماری و عدد 93 برای میان گستره حاصل گردد. نمی دانم این دو وبلاگ از لحاظ موجز و سلیس بودن مطالب با هم تفاوت بسیار شدیدی دارند یا از لحاظ اصیل و دست اول بودن مطالب... گیرم که جناب یوسفی در این دو گزینه برای کارگاه معماری امتیازات صفر و صفر و برای میان گستره امتیازات 15 و 20 یعنی نهایت امتیاز را در نظر بگیرند اما در دو مورد سادگی و زیبایی قالب وبلاگ و برخورداری از لینکستان فعال چطور؟ کاملا روشن است که هر دو وبلاگ قالب نسبتا مشابهی دارند و اتفاقا لینکستان کارگاه معماری پربارتر از لینکستان میان گستره است اما نتیجه باز هم همان است که باید باشد... میان گستره حداکثر امتیاز و کارگاه معماری صفر و صفر و .... اگروجدان دارید شما قضاوت کنید !!!

بی طرف

یک معامله چگونه صورت می گیرد ؟؟؟ جریان بسیار روشن است. یوسفی نظرش نسبت به کسانی است که یا کلا جزء وبلاگهای بی نظر و بی تاثیر هستند و یا اینکه موی دماغ کسانی شده اند که با یوسفی عزیز مشکل دیرینه دارند و یا اینکه در نقش پادو برای ایشان بوده اند و خواهند بود... پس با یوسف پور عزیز به مذاکره می نشینند تا هر یک گلچینی از دوستان خود را برگزینند و در نهایت آرا را به نحوی تنظیم نمایند که وبلاگهای مورد نظرشان در مکانهای مورد نظر جا خوش نمایند... به همین راحتی یک معامله صورت می گیرد اما هیچ کس گمان نمی کرد که روزی دست آقایان رو خواهد شد ...

بی طرف

چرا دید هفتم ؟؟؟ دید هفتم عنوان وبلاگی است که نام آن تا قبل از مسابقه وبلاگی حتی به گوش من هم نخورده بود اما با مشاهده عملکرد چندین ساله این تبریزی های عزیز دریافتم که وبلاگ نسبتا موفقی است اما سئوالی که برایم پیش آمد این بود که آیا این وبلاگی در حد و اندازه های مقام نخست بود؟؟؟ جواب این سئوال بسیار جالب خواهد بود زمانی که 2 داور هم نام یعنی یوسفی و یوسف پور در کنار یکدیگر به نتیجه گیری نهایی برسند... حتی در مرحله نخست مسابقه جالب است که ببینیم وبلاگ نا آشنایی با کسب تنها 70 رای به عنوان محبوبتررررررین وبلاگ معماری در دنیایی که صدها هزار بازدید کننده دارد انتخاب می شود اما چگونه ؟؟؟ معامله در دنیای مجازی نه در پشت درهای بسته بلکه از طریق ایمیل و ID و سایر امکانات صورت می گیرد به این صورت که هر دو نفربر سر یک موضوع مشترک به توافق می رسند یکی دوست نزدیک خود را در اولویت قرار می دهد و دیگری کسی را که به او نیاز مبرم دارد ...

ليدا امينيان

دوست بی طرف عزيز ممنون از نظراتتان اما اگر واقعاْ بی طرف هستيد لطفاْ اينقدر نام يک وبلاگ خاص را برای دفاع بکار نبريد چون باعث ايجاد سوء تفاهم می گردد. بخشی از سخنان شما کاملاْ بجاست و من به عنوان يک بلاگر بی طرف بيشتر از حساسيت بروی نام ها و شخصيت ها سعی می کنم کليت کار يعنی اولين مسابقه وبلاگ نويسان را نقد کنم بی شک هر کليتی جزئياتی را در بر می گيرد اما نقد سودمند نقدی ست که به آينده بياندیشد.

بی طرف

اما این مسابقه فرصتی پیش آورد برای شناخت. برای اینکه بدانیم استاد دانشگاهی که مسئول تربیت یک نسل است خود چگونه عملکردی دارد و چه روشی را در پیش گرفته است. باید بدانیم کسی که امروز انتشار نشریه ای را در دست دارد و مروج فرهنگ معماری یک جامعه است چگونه به دنبال مطامع شخصی خود می گردد و چه انتظاری از یک چنین منتقدی می توان داشت. منتقدی که به زمین و زمان پیله می کند تا در نهایت منافع شخصی خود را بازیابد نمی تواند منجی معماری یک جامعه تلقی گردد ولی افسوس که این افراد در سایه بی خبری ما همچنان بی پرده می تازند و روزی در مقام استاد، روزی در مقام سردبیر، روزی در مقام نویسنده یک کتاب و روزی شاید در مقام رهبر یک طیف به گسترش انحراف فکری خود در این جامعه سردرگم بپردازند ...آری بدانیم این همه ناله هایمان از کلاف سر در گم این جامعه نابسامان نه از عملکرد افراد عامی جامعه بلکه از عملکرد طیفی نشات گرفته که نام قلم به دست و روشنفکر را بر خود نهاده اند... ننالیم از دیگران، به خودمان باز آییم ... اگر دین نداریم،لااقل آزاده باشیم

بی طرف

کلام آخر: بنده نه نفعی در این ماجرای وبلاگی دارم و نه به دنبال مطرح شدن هستم چراکه اصلا پایگاهی برای ارائه نظراتم در اختیار ندارم و وبلاگ نویس هم نیستم و با هیچ یک از وبلاگ نویسان محترم هم آشنایی ندارم اما افتخار آشنایی با جناب یوسفی را در دانشکده محل تدریس ایشان داشته ام و به خوبی با خلق و خو و مرام ایشان آشنا هستم. اگر قرار بر افاضه کلام بیهوده از سوی ایشان باشد و بخواهند مقابله متقابل یا به قول خودشان فرار به جلو داشته باشند و با کامنتهای تخریبی اصل ماجرا را به حاشیه برانند، من هم به ناچار ناگفته های بسیاری را از عملکرد چندین ساله ایشان باز خواهم گفت....

saleh hashemi

پشت صحنه فيلم اخراجي ها: http://www.salehforum.com/showthread.php?tid=401

علی

واقعا خنده دار ست در حالیکه ایدولوگ های مادر بتدریج از آتش توپخانه شان می کاهند توی دانشگاه یک عده کاسه داغتر از آش شده اند و می خواهن همه چی را از پشت عینکی تنگ ببینند.

اميرعلی سيسی

سلام خانم امينيان ، پس چی شد نقد طنزگونتان در مورد اين پست ؟؟؟؟