گوی و میدان

با چه اشتیاقی صبح  از خواب بیدار می شدیم  و چه طور خودمون را به اون

 

 آتلیه ی بزرگ می رسوندیم ,اون آتیله ی بزرگ که مثل یک کارگاه نجاری

 

شده بود یکی در حال اره کردن قطعات چوب, یکی  در حال کوبیدن میخ

 

 چند نفر روی  نربان و  چند نفر دیگر در حال خندیدن به اونها!

تمرین جالبی بود واسه دانشجوی ترم دوم معماری یک مکعب به ابعاد

۲*۲*۲متر مکعب که هر گروه فضایی معادل ۱۰۰*۵۰* ۵۰سانتیمتر

مکعب در آن داشت .

نام تمرین گوی و میدان بود و هر گروه باید فضای متعلق به خودش را با

 

احجام و سطوح طوری طراحی میکردکه گوی کوچکی از میان سطوح

 

حرکت  کرده و  به فضای همسایه  میرفت و در نهایت این گوی از تمامی

 

 مناطق عبور می کرد. بعضی از گروهها حرکت گوی را با روشن شدن

 

چراغهایی در طول مسیر پیش بینی کرده بودند احجام و فرم ها می -

توانستند با مصالح دلخواه و اشکال مختلف باشند و نه تنها فرم اهمیت

 

داشت بلکه چگونگی ارتباط آن با حجم همسایه هم مهم بود تا گوی

 

انرژی جنبشی حرکتش را از دست ندهدو متوقف نشود. 

یادم میآ ید که این تمرین حدود سه تا چهار هفته طول کشید تا حجم

 

کامل شد( افسوس که هیچ عکسی از آن ندارم ).

 هر گروهی اگر کوتاهی می کرد همه گروهها دچار مشکل می شدند و

گوی به مقصد نمی رسید بنابراین عملکردیا بهتر بگم درست عمل کردن

 

تک تک گروهها اهمیت داشت و همه بایدبا حساسیت زیادی به حرکت

 

گوی اهمیت می دادند.

خیلی لذت بخش بود ساخت آن حجم و همکاری همه کلاس و بعد

موفقیت در یک همکاری و رقابت دوستانه.

   

 فکر میکنم  آن گوی می تواند به مثابه معماری معاصر ما باشد که همه

 ما در پیشبرد آن نقش داریم و کاش مثل همان تمرین جای بعضی

 

حسادت ها و کینه ورزی ها به یک رقابت سالم فکر می کردیم ، به اینکه

 

گوی را چطور به سلامت به مقصد برسانیم.

افسوس و صد افسوس که  تنها چیزی که  دراین میان

فراموش شده همان گوی است و حرکت چشم نوازش

 

 

                       guy.jpg

/ 10 نظر / 21 بازدید
کلبه متروک

سلام . خیلی جالب بود . جا داره يه خسته نباشيد بهت بگم . ازت می خوام يه سرهم به كلبه متروك من كه يه چند روزيه راه اندازيش كردم بزن .مطمئن باش مطالب مفيد و زيادي كه واقعا ارزش خوندن دارنو پيدا كردي . اگه اهل جستجو و تحقيق و وب گردي باشي مطمئن باش اين مطالب خيلي به دردت مي خوره و از خوندنشون لذت زيادي مي بري . به طوري كه فكر مي كني تازه با اينترنت و دنياي وسيع اون آشنا شدي . ازت خواهش مي كنم يه نگاه به مطلبم بنداز و نظرت رو راجبشون بگو و مطمئن باش كه پشيمون نمي شي . برات آرزوي موفقيت مي كنم و اميدوارم به تمام چيزايي كه مي خواي برسي .

امير کليوند

سلام چه جالبتراست که به جای رقابت با ديگران به رقابت با خود به پردازيم و چه زيباست که خود را هم برنده و هم بازنده اين رقابت می بينيم ...

ميلاد

باريکلا تو ترم ۲ عجب کارايی می کرديد.

PAKNEJAD

خاطرات رو میشه فروخورد ولی نمیشه فراموششون کرد

faraz

يادش بخير / Fortuane ,fame, mirror's vain gone insane But the memory remains

علی

خيلی خوشم اومد از طرز نگاهت ولی متاسفانه حسادت ٬ کوته فکری و خودبسندی تو فرهنگ ما عجين شده و کاريش نمی شود کرد

محمود اکبری

میدونی... رسيدن به شهرت آسان است چون برای رسيدن به شهرت همه جور راهی هست؛ اما به دست آوردن اعتبار، فقط يك راه: كار و تلاش با چاشنی خلاقیت. فکر کنم همه اش به خاطر بدست آوردن شهرته و انتخاب آسون ترين راهه.

مصطفی

سلام خانم ليدا من از مخاطبای هميشگی وبلاگ شما هستم خودم هم وبلاگ معماری دارم به من هم سری بزنيد www.faza-zaman.blogfa.com

۶۴

حسادت ٬ کوته فکری و خودبسندی داخل گوی هستش نه بيرون. ميشه خيلی رومانتيک بود و زاهدانه رندی کرد .اما اين خيلی کودکانه است . جيز های ديگه ای هم هست..........