به نام خدا

هنر وهنرمند

   هنرمند آزاد است ، مطلق را مي‏شناسد و ازآن براي ما خبر مي‏آورد . او از يكي شدن دنياي پديدارها و جهان منطقي درون چيزها ، براي لحظاتي كوتاه باخبر مي‏شود و ما نيز در رويارويي با كار او باز براي لحظاتي كوتاه از اين وحدت باخبر مي‏شويم . زيبايي براي او يعني همساني هر چيز با وجود ايده‏آل خود و يكي شدن وجود محدود و كرانمند با هستي نامحدود ، مثالي و بيكران . <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

   شلينگ به زباني يادآور افلاطون مي‏گويد : هنرمند پديد آورنده در لحظه‏هاي بي‏خبري ، تسليم نبوغ خويش ، زيبايي را مي‏آفريند ، يعني حقيقت را موجب مي‏شود . هنرمند با زبان نمادين سروكار دارد . او به اسطوره نزديكتر است تا به تفكر فلسفي و به خردورزي منطقي حساب شده . در واقع  اسطوره شرط لازم و اوليه هنر است . هربرت ريد هنرمند را متكي به جامعه مي‏داند : هنرمند لحن و آهنگ و قوت احساسش را از جامعه‏اي كه در آن زندگي مي‏كند مي‏گيرد . جنبه فردي اثر هنرمند عبارت است از اراده معطوف به صورت كه نيرويي است در درون شخصيت هنرمند . ارزشهاي نهايي هنر از حدود خرد و زمان و شرايط محيط او فراتر مي‏روند . اين ارزشها بيان كننده تناسب يا هماهنگي آرماني‏اي هستند كه هنرمند فقط بوسيله نيروهاي شهودي خود مي‏تواند به آنها دست يابد و براي بيان دريافتهاي شهودي خود موادي را بكار خواهد برد كه شرايط زمان در دستش گذاشته‏اند .  در تاريخ كوششهاي اين هنرمند ممكن است بوسيله نيروهايي كه براي خود هنرمند قابل پيش‏بيني نيست و چندان ربطي به ارزشهاي مورد نظر هنرمند ندارد ، بزرگ يا كوچك نشان داده شوند ، مقبول يا مطرود واقع شوند . اما ايمان هنرمند به اين است كه اين ارزشها در شمار صفات جاودان انسان جاي دارند.

   شوپنهاور مقام هنرمند را اينگونه توصيف مي‏كند :  هنر نه خواست است و نه بيانگري و به اين اعتبار از اين جهان دور است . من چيزهاي اين جهان را مي‏خواهم ، يعني با آنها از رهگذر خواست ( انرژي ، فعل ، كنش ) رابطه مي‏يابم و نه از راهي ديگر . هر چيز بياني است از اين خواست نهاني من ، در مورد همه چيز وضع چنين است مگر در يك مورد ، يك جاست كه من از شر خواست ، بهره‏جويي ، سودطلبي ، حقارت ،  غرور ، درندگي و كشتار خلاصم و آن قلمرو هنر و زيبايي است. لحظة زيبايي شناسانه لحظه آزادي من است از خواست ، لحظه‏اي كه بيان تمايل من به اين دنيا نيست لحظة آزادي .  

 

Image hosting by TinyPicImage hosting by TinyPic

                                                                            

   هنرحرف آخر است. هنر سيماي هولناك زندگي را آشكار مي‏كند و بر آن نقاب مي‏نهد . هنرمند بيانگر زندگي است . در واقع هنرمند ، اين بشارتگر تازگيها همواره تنهاست . آنگاه كه بر بلندي هستم خود را هميشه تنها مي‏يابم . زرتشت چون به خانه مي‏آيد مي‏گويد : اي تنهايي ، اي خانه من ، تنهايي آوايت چه خوش و نوازشگر با من سخن مي‏گويد . نزد تو همه گشادگي است و روشني ، اينجا ساعتها نيز نرمتر گام مي‏گذارند .


 

 

 

/ 12 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ali

کار بزرگی دارین انجام می دین. موفق باشین.

havva

salam...az ashnaiton kheili khoshvaght shodam..khosh bashid

محمد حامد

با سلام دوست عزيز . ما وبلاگ شما را بررسي كرديم و آن را مفيد يا فتيم . ما خواستار تبادل لينك با شما هستيم . ما به شما به صورت داوطلبانه در معماري و شهر سازي لينك داده ايم و از شما تقضا داريم تا شما نيز به ما لينك بدهيد . متشكرم محمد حامد .

فراز

سلام ....مبارك...فيلسوف...از پايان نامه چه خبر؟

علي

با سلام وبلاگ جالب و زيبايي داريد مطالب شما نيز از عمق و پختگي لازم برخوردارند با اجازتون هم اين مطلب فردا در خبرگزاري ايسنا با ذکر منبع وبلاگتان كار خواهد شد. منتظر ديدار سبزتان هم هستيم و باز هم اگر مطالب مفيد و علمي داشتيد برايم كامنت بگذاريد تا استفاده شود. در پناه حق

ایمان بستامی

دوست عزيز سلام وبلاگ پخته و پر محتوايی داريد من به شما لينک دادم اگر ممکن لينک وبلاگ من رو نيز اضافه کنيد. موفق باشید.

A&d

سلام ....بسيار خوشحالم که با سايت شما آشنا شدم..

هومن

آنچنان که عنوان بلاگ انتظار می ساخت فلسفه معماری مد نظر شما نبوده و بیشتر به تعمق در موضوعات همت گماشته اید می توانید در زمینه نظری بحث های ناب تری ارائه کنید

شيلر

سلام . در مورد جداره انواع آن و ثاثيرش بر احساس اگر مطلبی داريد برام ميل کنيد . تشکر